دانلود رمان فقط خودم و خودت

[ad_1]

نام کتاب : فقط خودم و خودت…

نویسنده : حوروش و بهار 79

موضوع :طنز

صفحات 802

 

خلاصه ی داستان:

داستان درباره دختری به اسم ترمه است که هفده سالگی به فرزند خوندگی خانواده ی سعیدی گرفته شده.شروع داستان از جاییه که ترمه و سیما ( یار غارش ) برای دزدی به یه مهمونی رفتن و روز بعد از طرف افشین ، یکی از کله گنده های خلاف ( البته خودش اینجوری توهم زده وگرنه اندازه سر سوزن هم حالیش نیست.) بهشون پیشنهادی میشه که ترمه به اصرار سیما قبول میکنه.پیشنهاده درباره دزدی از یکی از شرکای قبلی افشین به نام انوشه …و افشین ازشون میخواد که از خونش براش مدارکی بیارن…خونه ای که خارج از شهره و حسابی هم امنیتیِ و هر جک و جونوری که واسه محافظت به درد میخورن رو اونجا ول داده!!!!…
ترمه و سیما کار رو قبول میکنن و به دزدی میرن…به خیال اینکه بجز نگهبانا صاحب خونه، یعنی شریک افشین اون شب خونه نیست…اما ماجرا برعکس میشه و داخل خونه گیر میفتن و بالاخره با هر جون کندنی هست در میرن…
تو برنامه سفری که دوستای نزدیکش ریختن ، دوستِ پیمان ( پیمان همون پسر خانواده ی سعیدیِ) هم همراهشون میاد و از اینجاست که ماجرا های اصلی شروع میشن…بعد از اتفاقاتی که تو شمال براش میفته برای ثبت نام دانشگاه به تهران برمیگرده که دوست پیمان، آرمینو ، بعنوان استاد دانشگاه میبینه…
دیگه کلی ماجرای دیگه پیش میاد که اساس همشون هم سعی کردم طنز باشه که بخندین و لااقل نیشتون واشه!!!.
سر آخر هم مثه همه ی داستانا به خوبی و خوشی تموم میشه…که البته موضوع اصلی ای که پیش میاد زندگی آرمینه…
شخصیت منگل داستان هم دوست صمیمی ترمه ، کیوان هستش که خیلی باحال و خله…و تقریبا تو تمام قسمت های داستان دخیله و همراه ترمه است…کلا خیلی دوست داشتنیه و با کاراش روحتون رو شاد میکنه.
خلاصه تر این ندارم دیگه بگم…باید بخونیش…البته اگه نقص و کاستی ای داشت به بزرگی خودتون شرمنده!!…اولین رمان بود…انشاالله تو داستانای بعدی سعی میشه با کسب تجربه همه ی نواقص رو اصلاح کرد…
ارادتمند شما…حوروش و بهار

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *